محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

135

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

محمد الايسر بنى سراج در رأس سرداران و زعماى ملك آشكار شدند و در حوادث اندلس سهم بسزائى يافتند . دوره سلطنت الايسر آغاز يك سلسله آشوبها بود . مردم بر پادشاه خود سخت خشمگين بودند و كوششهاى وزير در دلجوئى مردم نتوانست اوضاع را آرامش بخشد . بارها سلطان الايسر تخت پادشاهى خود از دست داد و باز آن را فراچنگ آورد . و خواهيم ديد كه دسايس و تفرقه‌افكنيهاى قشتاله چگونه در اين عهد از عوامل مهم انحلال قدرت در مملكت اسلامى و شتاب در سقوط آن بود . در خلال فرمانروايى الايسر مسيحيان فرصت يافتند كه به غزاى مملكت غرناطه آيند . پس در سال 831 ه / 1428 م لشكر به غرناطه كشيدند و در حوالى وادى آش دست به كشتار و تاراج گشودند . اوضاع در غرناطه پريشان شد ، سلطان كه در اوج خودپرستى خويش بود ، نتوانست دشمن را از سرزمين وطن دور سازد . در اين حال آتشفشان منفجر شد و شورشيان به قصر الحمراء تاختند و به نام امير محمد بن يوسف ( سوم ) ( - محمد نهم ) پسر برادر الايسر ندا در دادند . در روايتى هم آمده است كه او فرزندش بود . اين امير محمد ، الزغير « 29 » لقب داشت . الايسر با زن و فرزند و جمعى از خواص خود بگريخت و به كشتى نشسته به تونس رفت و در سايهء حمايت سلطان تونس ابو فارس الحفصى بيارميد . محمد الزغير بر تخت نشست . اميرى فرزانه بود و دلير و عاشق ادبيات و فنون . در اكتساب محبت ملت خود سعى مىكرد . مجالس سرور و مسابقات اسب‌سوارى ترتيب مىداد . ولى نتوانست آتش فتنه‌ها را خاموش كند . بنى سراج دشمنترين دشمنان او بودند . الزغير براى فروكاستن از نفوذ ايشان آنان را به اطراف پراكنده ساخت . از جمله يوسف بن سراج با جمعى از سروران و دليران و سلحشوران خاندانش غرناطه را ترك گفت تا به دست انتقام الزغير گرفتار نيايد . يوسف بن سراج نخست به ولايت مرسيه رفت ،

--> ( 29 ) . زغير تلفظ عاميانهء واژهء « صغير » است . 595 . P . I . V sebarA tciD exua . ppuS . yzoD ولى كنده معتقد است كه riuqaZ به معنى السكير ( - مست ) است . 281 . P . III . V , dibi ednoC